يکشنبه ٠٢ مهر ١٣٩٦ فارسي|English
 

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
نيشابور - آرامگاه عطار
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

كليساهاي فيليپين
كليساها نقش مهمي ‌‌را در زندگي معنوي ، فرهنگي و اجتماعي مردم فيليپين ‌ايفا مي‌كنند و ثبت‌كننده تاريخ استعمار اسپانيايي در فيليپين هستند.

گسستن تاريخي از حكمراني اسپانيا سبب گرديد كه كليسا به سطح ديگري از رشد كشانده شود ، چرا كه تحت حكومت آمريكا ، قلمرو دولت به گونه‌اي ديگر تعريف شده و اصل "جدايي قدرت ها" وارد زندگي سياسي فيليپين شده بود. به قول آقاي لئوناردو لگاسپي اسقف اعظم كه داراي دكتراي الهيات و واعظ گروه مسيحي دومينيكن است، با توجه به گذشته فيليپين مأموريت كليسا را مي‌توان به سه دوره به شرح ذيل تقسيم كرد:

الف - مأموريت كليسا در قالب الگوي استعمارگري اسپانيايي

ب - رشد و توسعه مأموريت كليسا در قالب الگوي كشوري

ج - رشد و آگاهي ميسيونري در كليسا در قالب الگوي جهاني

الف - در خصوص مأموريت كليسا در قالب الگوي استعمارگري اسپانيايي ،‌ ما متوجه مي‌شويم كه در تاريخ اوليه خود ، مردم ما توانايي قبول ريسك و تسليم نمودن خود به آرماني جديد و توانايي انجام جهش به سوي‌ اينده را داشتند. تأثير مسيحيت بر جامعه فيليپين گسترشي فراتر از معنويات داشته است و‌ اين تأثير وسيله‌اي پر قدرت در تغيير اجتماعي بود. كشيشان نه تنها گرداننده كليسا بودند ، بلكه جزو معماران و سازندگان راه به شمار مي‌آمدند. آنان مجتمع‌هاي زياد اقتصادي را در كشور به وجود آوردند. كشاورزي تجاري تحت نظارت اعضاي مذهبي كاتوليك رومن بود. رسانه‌هاي مطبوعاتي توسط دومينيكن‌ها در سال 1593 به كشور عرضه شد تا بهترين وسيله درنشر تعليمات مسيح و نيز علوم انساني گردد. ميسيونرها با عشق و اخلاص به ترويج گويش‌هاي محلي پرداخته  برنامه‌ها و فرهنگ لغات ، اصول عقايد مسيحيت ، كتاب مخصوص دعا و مراسم مذهبي را چاپ كردند. مدارس متوسطه و تنها دانشگاه دائمي ‌‌كشور به نام دانشگاه سانتاتوماس را تأسيس كردند. اولين بيمارستان توسط برادري از جمعيت فرانسيسكن و اولين مدرسه در شهر سيبو توسط پدر "مارتين دلاروزا" ساخته شد. اغلب كشيش‌هاي مناطق مختلف كليسايي مسئوليت امور مدني مانند اجراي عدالت ، حل و فصل شكايات قضايي ، مديريت مدارس و طرح ريزي امر اسكان شهرستان‌ها را برعهده مي‌‌گرفتند و به طور كلي ، اكثر تاريخ‌نويسان با وجود برخوردار بودن از سوء نظر نسبت به كليسا ، با اين امر موافق خواهند بود كه سهم كليسا در سازندگي فرهنگي ، علمي ‌‌و دانش اقتصادي و منابع مستعمره بسيار عظيم بوده است.

ب - در خصوص مأموريت كليسايي به كليساي بومي ‌‌بر اساس الگويي از ملت واحد، مقاومت‌هاي پراكنده كوچكي كه در جمعيت‌هاي محلي به خاطر انجام سوء استفاده‌ها و بي عدالتي‌هاي استعمارگران در حال شكل گرفتن بود ، به تدريج خود را به صورت انقلاب‌هاي منطقه‌اي كه به هم متصل شده بود نشان مي‌داد. در ابتداي امر خواسته رهبران فيليپين، در راستاي انجام اصلاحات بود. اما وقتي كه اصلاح طلبان گوش شنوايي نيافتند، تقريباً يك شبه تقاضا جهت انجام اصلاحات ، تبديل به دعوتي عام براي رهاسازي ملي شد و نهضت كاتي پونان از جمله آنان بود.

با رفتن اسپانيا و آمدن آمريكايي‌ها ، بسياري از نخبگان سياسي و اقتصادي فيليپين فريب قول دست‌يابي به پست‌هاي كليدي در حكومت جديد را خورده و به سادگي به خدمت رژيم آمريكا در آمدند. اما شمار بزرگي از روحانيون فيليپيني نسبت به حكمراني آمريكا به طور خصمانه باقي ماندند.

ايده آمريكايي ، جدايي سياست ازمذهب يك تغيير اساسي بود كه بر مسائل حساس مثل تعليمات مذهبي در سيستم مدارس عمومي ‌‌، ترتيبات ملكي كليسا و پرداخت خسارت به كليسا اثر گذارد. در سيستم آمريكايي ، ديوار جدايي بين سياست و مذهب به معناي حراست از آزادي شهروندان و حفاظت از آن‌ها در قبال قدرت‌هاي خودكامه گذاشته شده بود. اما در فيليپين‌ اين امر نه در معني طبيعي خود ، بلكه در معني خصومت بار خود كه حكومت بايستي عليه اعتقادات مذهبي باشد ، تعبير شد و‌ اين نظر دولت آمريكا را نسبت به كاتوليك‌ها تغيير داد. بنابر اين اكثريت مقامات دولت آمريكا و معلمان مدارس كه به فيليپين فرستاده مي‌شدند از پروتستان هايي بودند كه داراي احساسات ضد كاتوليكي بودند. درحال حاضر شاهديم كه كليسا به عنوان يك تشكل با شبكه‌اي متجاوز از دو هزار كليساي محلي، نه هزار عبادت گاه در اماكن مختلف، 19 دانشگاه ، 158 كالج و صدها مدرسه ابتدايي و متوسطه رشد نموده ، و زماني كه دومين شوراي همگاني فيليپين در سال 1991 آغاز گرديد ، 77 منطقه كليسايي با 119 اسقف و بيش از سه هزار كشيش ، متجاوز از دو هزار كشيش مذهبي و نزديك به 9 هزار خواهر روحاني وجود داشت.‌ اين منابع عظيم كليسا به برپا نمودن بنيان مادي اختصاص نيافته بود، بلكه معطوف‌ اين امر شده بود كه به عنوان ابزاري جهت تجديد روح انساني فيليپيني‌ها عمل كند.

ج - رشد خودآگاهي ميسيونري درقالب الگوي جهاني شدن

در حالي كه بشريت قرن بيست و يكم را شروع مي‌كند، يك فلسفه اقتصادي را كه جهاني شدن نام دارد، كشف نموده است و آن وسيله و ابزاري از اقتصاد با جنبه‌هاي متناقض است. مطمئناً جهاني شدن‌، همكاري‌ها و مشاركت بيشتر كشورهاي عضو را مي‌طلبد. اما‌ اين امر قطعاً منتهي به خطرات در حاشيه قرار دادن و مستثني كردن بي بضاعت‌ها و مستضعفين در كشورهاي جهان سوم مي‌شود و يك تغيير تاريخي را ايجاد مي‌كند كه بازندگان و برندگاني خواهد داشت. در‌ اين جا بايد سئوال كرد كه‌ آيا كليساي فيليپين فرمولي براي انساني نمودن "جهاني شدن غرب"‌ دارد؟ يا به عبارت ديگر چه نوع از هويتي بايد كليساي فيليپين دارا باشد تا به طور موفقيت‌آميز با مشكل به وجود آمده توسط "جهاني شدن" برخورد نمايد؟

بيانيه كليساي فيليپين‌ اين خط سير را با كلمات ذيل ابراز مي‌نمايد.

در پيروي از طريق رب خود‌ اين انتخاب را كرده كه كليساي مردم فقير باشيم . طالب فقيري باشيم كه براساس تعليمات كتب مقدس براي همگي ما مقرر شده است تا توان ‌ايجاد تغييري كه در فقراي ما وجود دارد، مورد استفاده قرار داد. پيش به سوي عدالت و عشق به خدا در‌ اين جهان. كليساي فيليپين كه براي مدتي طولاني كليسايي "دريافت كننده" بوده هم اكنون در نظر دارد، كليسايي "فرستنده" شود و براي‌ اين كه بتوان واقعاً كليسايي براي فقرا باشد، بايستي فراتر از مرزها نگريسته و فكر نمايد كه چگونه مي‌تواند ، مصدر خدمت براي فقرا در ديگر كشورها باشد.

به عقيده من "لئوناردو لگاسپي"، دستاورد كليسا، خلق جمعيتي با ايمان متحد بود كه چهار قرن به فيليپيني‌ها اتحاد را عرضه نمود تا فراتر از تجزيه شدن‌هاي ناشي از اختلافات قبايلي ، تداوم داشتن در جريان انتقال پر خطر از يك ارباب مستعمراتي به ارباب ديگر و وجود هدف مندي در بين از خود بيگانگي‌ها و زندگي مدرن فاقد انسانيت ظاهر شود.‌ اين جمعيت‌ايماني بود كه‌ اين ارزش‌هاي بنيادي اخلاقي را مستولي نمود و آن را انتقال داده تا دمكراسي فيليپين جهت بقا و حيات خود متكي به آن باشد.

ساختمان‌هاي كليسا
 اين يادبودهاي سنگي يا چوبي ، مكان هايي هستند كه تاريخ اسپانيا در آن نقش بسته است و مي‌توان آن‌ها را در بسياري از شهرها و شهرستان‌هاي مجمع الجزاير مشاهده كرد. البته بسياري از‌ اين بناهاي مذهبي به مخروبه‌هايي تبديل شده‌اند و تعدادي نيز بدون توجه به شكل اصلي آن‌ها مورد مرمت قرار گرفته‌اند و برخي نيز به دقت تمام بازسازي شده است.

اين ساختمان‌ها قدمتي بيش از چهارصد سال دارد. شهر مانيل با توجه به‌ اين ساختمان‌ها از نظر اجتماعي ، فرهنگي و معماري شباهت به شهرستان‌هاي اسپانيا دارد. ضمن‌ اين كه حالت شرقي خود را در تركيب عجيبي از مردم ، رسوم ، سنن و زبان حفظ نموده است و تمام آن چه كه از معماري‌ اينتراموروس ، شهر قديمي ‌‌مانيل ، باقي مانده ديرها وكليساهاي سان آگوستين وكليساي جامع مانيل است.

كليساي سان آگوستين از ويراني‌هاي جنگ جهاني دوم كه ده‌ها باب از كليساها را در‌ اينترامورس و ديگر نقاط نابود ساخت، به طور معجزه آسايي نجات يافت .‌ اين بنا بين سال‌هاي 1591 و 1618 ساخته شده است و به خاطر قرينگي و ظاهري رسمي ‌‌از ساير كليساها متمايز است.

دو برج ناقوسي در قسمت جلوي كليسا، خصوصيت معماري و زيبايي آن را فزوني مي‌‌بخشد و يادآور سختي سبك رنسانس اسپانيايي است. جلوه ساختاري عمده سان آگوستين بام قوسي شكل آن است.

ادعا شده كه پي‌هاي كليسا به شكل قوس وارونه مانند بدنه كشتي است تا در برابر زلزله‌هاي شديد مجمع‌الجزاير مقاومت نمايد. البته يكي از دو برج آن به دنبال وقوع زلزله سال 1880 شكاف برداشت و بالاجبار تخريب شد.

نماي داخل كليسا با شكوه بوده در حالي كه نماي خارجي آن يك دست و بسيار ساده است. ويژگي‌هاي عمده و تحير برانگيز شبستان كليسا ، طاق ضربي كوتاه آن است كه جايگاه ويژه‌اي براي سر ايندگان كليسا است.

درب‌هاي كنده كاري شده ورودي ،‌ طاقچه‌هاي نگارين زراندود پشت محراب نمازخانه‌هاي مجاور، محل زيباي وعظ ، جايگاه چوبين خوانندگان كر كه با ظرافت بر روي آن كار شده است، همگي بر غنا و تجمل قسمت دروني ساختمان افزوده است.

برج ناقوسي كه ممكن بود فرد يا زوج باشد ، از ويژگي‌هاي مهم كليساهاست كه گسترش عمودي آن نوعي گيرايي خاصي بدان بخشيده است. نماي جلو معمولاً از مهمترين خصوصيات معماري كليساهاست. اكثر نماي كليساهاي استعماري در فيليپين در اواخر قرن هجدهم بازسازي و يا مرمت گرديده است. بسياري از جنبه‌هاي معماري سبك رومي‌‌و رنسانس و همچنين سبك باروك كه در كليساهاي تبليغي مكزيكي يافت مي‌شود، در فيليپين مورداستفاده قرار گرفته است.

كليساهاي‌ ايگلشياني كريستو
سبك معماري كليساهاي‌ ايگلشياني كريستو با سبك معماري كليساهاي كاتوليك متفاوت است. بر خلاف كليساهاي كاتوليك كه منار و برج و سردر كليسا داراي علامت صليب است. اثري از صليب در كليساي‌ ايگلشياني كريستو به چشم نمي‌خورد و رأس منارها به شكل مخروطي نوك تيز طراحي شده است.

 ايگلشياني كريستو در 105 شهر جهان داراي 404 مركز نيايش (كليسا) است كه در‌ اين مراكز مراسم دعا و نيايش برگزار مي‌شود.

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس امام خمینی (ره)

تارنمای رسمی دفتر مقام معظم رهبری

ریاست جمهوری اسلامی ایران

تارنمای رسمی سفارت جمهوری اسلامی ایران- مانیل

سیری در ایران

خبرگزاری بین المللی قرآن

ايرانیان خارج از کشور

انتشارات بين المللی الهدی

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بنیاد اندیشه اسلامی

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

خبرگزاری تقریب

بنیاد سعدی

شبکه مجازی آستان

Philippines Department of Tourism

Philippine eLib
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2331
بازدید امروز : 123
بازدید این صفحه : 1337064
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 1.6094

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت