يکشنبه ٠٢ مهر ١٣٩٦ فارسي|English
 

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
شيراز - دروازه قرآن
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

معرفی کتاب

نویسنده: دکتر اِف لاندا جوکانو
انتشارات: پونلاد
تعداد صفحات: 238
قطع وزیری: 23×  15 سانتی متر
چاپ: سال 2001 میلادی
 
 این کتاب بر اساس آنچه نویسنده آن مدعی است، دیدگاه فیلیپینی ها را در زمینه دنیای اطراف بررسی و تحلیل می کند و به دنبال پاسخ به این سئوال است که دنیای اطراف چه معنایی برای آنها دارد و پاسخ آنان در برابر رویدادهای جهان اطراف خویش چیست؟
 نویسنده توضیح می دهد، آنچه در این کتاب آمده است، در باره ی آهنگهای سنتی، هنرها یا خوراک ها و غیره نیست، اگر چه فیلیپینی ها برای هر یک از آنها نیز مفاهیم و تصورات ویژه ای دارند، بحث فعلی شامل مفهوم و معنای تأثیر پذیری زندگی فیلیپینی ها از جهان اطراف آنهاست.
 نویسنده سپس بحث خویش را متوجه معنی و مفاهیم واژه هایی می کند، که در زیر به هر یک به طور اختصار پرداخته می شود.
1- برداشت از جهان بینی:
عبارت است از طروقی که فیلیپینی ها به جهان می نگرند و پاسخی که در برابر پدیده های موجود در جهان دارند. حاصل این پاسخ ها شکل گیری و تعریف خاصّی از زندگی است که آن را "فرهنگ" می نامیم.
2- جهان بینی و فرهنگ:
جهان بینی، خود تصویری است که انسان از جهان اطراف خویش در ذهن دارد که عمیقاً در قلب فرهنگ جای می گیرد. جهان بینی از زاویه دید فرهنگی، ذهنیتی فرهنگی و ساخت نوعی الگوی داخلی برای واقعیت های خارجی محسوب می شود. این الگوی های داخلی تصور وقایعی در ذهن ماست که در خارج از ذهن ما شکل می گیرند یا به گفته ای دیگر احساس و امعان نظر در باره آن وقایع است و وابسته به نگرش ما به خود و به دیگر مردم است. آنچه ما انجام می دهیم، به طور عمده متأثر از برداشت های ذهنی ماست. بنابراین جهان بینی ما اساس راه زندگی ما را شکل می دهد و نیروی محرکی است که به ما می گوید چه کنیم.
نویسنده در این بخش تأکید می کند، مطالعه در باره فرهنگی ویژه درک مفاهیمی درباره جهان بینی را می طلبد.
3- جهان بینی و زبان:
   زبان از مهمترین ابزاری است که رساننده مفهوم و برداشت ما از جهان بینی است، بنابراین زبان نه تنها جزیی از فرهنگ محسوب می شود، بلکه واسطه ای است که از طریق آن وقایع و کالای های فرهنگی عیان می شود، با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و تجربه می شوند. از این رو وقتی ساختمانی را به نام "کلیسا" می نامیم تصور ما از کلیت ساختمان و آنچه در آن انجام می شود به صورتی در می آید که معُرف کلیساست.
4- جهان بینی و دین: 
در این بخش نویسنده توزیع می دهد، ما می توانیم دیدگاه خود از جهان را از طریق دین بیان کنیم، به طور مثال برای یک فیلیپینی مسیحی، تصّور یک مجموعه مراسمی شکل می گیرد که انجام می شود. مثل غسل تعمید و ازدواج وقتی آبی که کشیش در غسل تعمید به کار می برد، شکل مقدسی برای ما پیدا می کند، در حالی که ساختار مولکولی آن همچنان بدون تغییر باقی مانده است.
5- جهان بینی و آداب و رسوم:
 آداب و رسوم در واقع مراسمی است، که اقدامات داخلی را شکل می دهد. این اقدامات شامل یک مجموعه ملاحظاتی می شود که نشان دهنده دیدگاه اجتماعی، اخلاقی، معنوی و روحانی بر روی پدیده های اطراف آنان است. هر فرهنگی راه ویژه خود برای شکل دهی و برداشت از این پدیده ها را دارد که در مجموع عاملی در شکل گیری اقدامات میان گروهی است، برای نمونه ابراز دوستی از طریق دست دادن و یا احترام به بزرگترها از طریق بوسیدن دست آنان نشان داده می شود و غیره.
 نویسنده در جای دیگری تأکید می کند، از آنجائیکه آداب و رسوم اکثراً در نقاط دور دست رعایت می شود، بنابراین مبحث جهان بینی و آداب و رسوم بیشتر در نقاط غیر شهری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.
 نویسنده در بحث دیگری با عنوان "ابعاد طبیعی" به دنبال پاسخ به این سئوال است که دید، واکنش و وابستگی فیلیپینی ها به محیط طبیعی اطراف آنها چگونه است؟  این بحث را نیز به زیر مجموعه های ویژه خود تقسیم بندی نموده و در هر قسمت سعی در تعریف مفاهیم از زاویه دید فیلیپینی ها کرده است که در زیر به عمده ترین تعاریف بیان شده اشاره می شود:
1- برداشت از طبیعت:
برداشت انسانها از آنچه در اطراف آنها که محسوس و ملموس است. نوع فیزیکی شامل کوهها، دریاها، درخت ها و غیره و غیر فیزیکی شامل مانند هوا، فضا، زمان، صوت است. اشیاء فیزیکی شامل آن چیزهایی نیز می گردد که ساخته دست انسان است مانند خانه، که در واقع جاندار محسوب نمی شود در حالیکه کوهستانها، رودخانه ها، دریاها و غیره دارای نوعی حیات هستند، حتی گفته        می شود، برخی سنگ ها زنده اند.
2- برداشت از حیات وماهیت:
حیات جوهره زندگی است، که در تمام اشیاء اطراف به طروقی دیده می شود، بدون حیات نیرویی وجود ندارد که بتواند جهان را متصل به یکدیگر نماید.
3- ابعاد غیر فیزیکی طبیعت:
این ابعاد متشکل از عواملی غیر ملموس است که تأثیر زیادی بر زندگی بشر دارد و می تواند سلامت جسم، خوشبختی و شادی را برای بشر به ارمغان آورد که عبارتند از:1- زمان 2- فضا
1- زمان:
به عنوان عاملی تعریف می شود که متصل کننده وقایع است و با امور طبیعی یکی بعد از دیگری در فضا هماهنگی دارد. وقاقع جهان اتفاقی نیست، بلکه زمان معینی به وجود می آید، زمان معینی زندگی می کند و زمانی نیز می میرد. زمان جوهره طبیعت محسوب می شود و از جایی که مبداء آن مشخص نیست به جای دیگری می رود و در واقع حرکت زمان در اقدامات بشر تجّلی می کند. گفته می شود زمان ادواری است و در یک دایره حرکت می کند. همچون روز و شب که به دنبال یکدیگر می آید.
2- فضا:
فضا در واقع مشخص کننده محدودیت روابط امور بایکدیگر است، از این رو وقتی می گوئیم نزدیک یعنی فضایی محدود بین ما و یک پدیده و وقتی می گوئیم دور یعنی فضایی بزرگتر میان ما و یک پدیده.
3- انسان به عنوان بخشی از طبیعت:
افراد بشر بخشی از طبیعت هستند، انسان در واقع یک موجود در زمان و فضاست. زن کودکی به دنیا می آورد و مرد عامل چنین واقعه ای است، که به شکل انسان در می آید. وقتی می گوئیم وابسته به زمان است، در واقع سخن از جوهره مفهوم زمان و رابطه آن با وقایع می دانیم که می تواند زمانی خوب و یا بد باشد. وقتی کشاورزی و یا ماهی گیری تصمیمی را می گیرد، در واقع با تقویم یا موقعیت ستارگان یا ماه یا خورشید یا جذر و مدّ دریا در نظر می گیرد و بهترین زمان را برای انجام کاری که مایل است پیدا می کند. این اقدام را ما تصمیم می نامیم که اجرا شده است.
4- زمان و سلامتی:     
زمان صاحب زندگی بشر است، بر آن نفوذ دارد و عامل چگونگی آن است، به طور مثال، زمانی است، که بیماری ویژه ای در فصل خاصّی بیشتر شایع است و یا زمانی که میزان رطوبت هوا بالا می رود و روماتیسم فردی عود می کند، نزدیک بارندگی است.
5- برداشت از تعادل در طبیعت:
معادله عنصر اوّلیه در زندگی بشر است، اشیاء وجود خارجی می یابد، وقایع رخ می دهد، زیرا نیروی درونی حیات آنها با دیگر اشیاء موجود در اطراف به تعادل می رسد. نبود یک معادله میان انسان و طبیعت می تواند عامل رخداد وقایعی شود که مورد نظر نیست. افراد قبایل سنتی همواره معتقد به اهمیت تعادل میان نیروهای منفی و مثبت هستند. بدون وجود این معادله همه اشیاء بی حرکت خواهند بود. نیروهای مثبت نوعی تطبیق مناسب با امور است. 
6- وزش باد و ادامه حیات بشر:
تعادل و تناقص طبیعت است و منبع بوجود آمدن آن بادهاست. باد های شمالی با نسیم خنک،بادهای جنوبی با هوای گرم میوزند و بر ادامه حیات بشر و جابجایی جو تأثر بسیاری دارند.
7- ابعاد زیست شناسی:
این بخش صحبت از اثار محیط اطراف بر سلامت فرد میکند. و اینکه چه نیروهای طبیعی بر بعد فیزیکی بدن اثر می کند و چگونه باید با ان برخورد کرد. این بحث نیز توضیحاتی را در باره پدیده ها و موضوعات مختلف می طلبد.
8- انسان بخشی از طبیعت:
انسان به عنوان بخشی از طبیعت در چار چوب قوانین و اوضاع طبیعی قرار می گیرد. از زاویه دید یک فیلیپینی مسیحی، خداوند زمانی انسان را آفرید که آفرینش دیگر مخلوقات تکمیل شده بود. برخی از داستانهایی اسطوره ای قبایل سخن از مرد و زن از داخل چوب نی می کنند و عقاید دیگری نیز در این زمینه وجود دارد.
9- مفهوم بشر بودن:
 انسان دارای دو غریزه، حیوانی و انسانی است. زمانی که کسی دست به اعمالی بزند که بر اساس معیارهای تعریف شده نیست، در واقع بُعد حیوانی اوست که عمل می کند و اگر اقدامات وی بر اساس مفاهیم شناخته شده باشد بُعد انسانی او نشان داده می شود. حال چه انسان در بُعد حیوانی خود ظهور کند یا بعُد انسانی نیروهای طبیعت بر شرایط زیست او اثر می گذارد.
10- شرایط بدنی:
 سلامتی یا مریضی بدن در واقع واکنش در برابر سرما یا گرماست. سر، گردن، پاها به عنوان بخش های سرد بدن، بندها، سینه، شکم و آلت تناسلی بخش های گرم بدن هستند. وقتی بدن با سرما و گرمای خارج از اندازه روبرو می گردد بیمار می شود. سر انسان در برابر گرما حساس است.
 خون نقش مهمی در مقابله نمودن با سرما و گرمای بدن و پوست نیز وظایف مهمی را در تعریق و یا قرمز شدن در برابر سرما را به عهده دارد.
11- بعُد اجتماعی:
 اجتماع صرفاً به گروهی از مردم اطلاق نمی شود که در کنار یکدیگر و در محلی ویژه زندگی می کنند، بلکه شامل احساسات و روابط اجتماعی نیز می شود که افراد یک جامعه از یکدیگر تجربه می کنند.
12- اجتماع عاملی در زندگی همسایگان با یکدیگر:  
  یک کودک مفاهیم جمعی، آشنایی با یکدیگر و معنویت را از همسایگان می اموزد و مانند آینه عکس برداری می کند و در واقع همسایگی منبعی است که از آن دیدگاههای اجتماعی و معنوی تأثیرگذار تصمیم گیری فرد نشئت می گیرد.
13- همسایگان به عنوان فضایی حاکم بر خانواده:
 این واژه در واقع نشان دهنده فضایی است که همسایگان در آن کنار یکدیگر زندگی می کنند.
14- همسایگان به عنوان مفهومی فیزیکی:
 مفهوم فیزیکی به معنی طول زمانی است که فردی در کنار همسایه زندگی می کند و شامل افرادی می شود که به آنجا وارد یا از آنجا خارج می شوند.
15- همسایگی به عنوان مفهوم رابطه ای:
 نویسنده شرح می دهد، درک از شناخت وظایف همسایگی حائز اهمیت است. یک اجتماع نمی تواند وظایف خویش را به عنوان یک واحد اجتماعی بدون توجه به روابط همسایگان با یکدیگر آنجام دهد.
 نویسنده سپس ابعاد اجتماعی، ارتباطی، ابعاد فردی، اخلاقی معنوی، زیبایی شناسی، فنآوری و عقیدتی را یک یک مورد بحث و ارزیابی قرار داده و در پایان متذکر شده، آنچه در مقالات این کتاب مورد بحث قرار گرفته است، سیمای خاموش دانش داخلی ما از جهان بینی فیلیپین است، که همه آنها نظامی وابسته به هم در زمینه تفکر، باور، احساس و اقدام هستند. نویسنده عقیده دارد اقدامات مردم همه نشئت گرفته از جهان بینی آنهاست.

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس امام خمینی (ره)

تارنمای رسمی دفتر مقام معظم رهبری

ریاست جمهوری اسلامی ایران

تارنمای رسمی سفارت جمهوری اسلامی ایران- مانیل

سیری در ایران

خبرگزاری بین المللی قرآن

ايرانیان خارج از کشور

انتشارات بين المللی الهدی

مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بنیاد اندیشه اسلامی

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان

خبرگزاری تقریب

بنیاد سعدی

شبکه مجازی آستان

Philippines Department of Tourism

Philippine eLib
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2541
بازدید امروز : 133
بازدید این صفحه : 1337074
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 1.9844

صفحه اصلی|ايران|زبان و ادبيات فارسی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت